لولی وش

 

 

 

 

بیا بگشای در بگشای دل تنگم

 

 

 

 



آن قدر امشب حالم گرفته است که حد وحساب نداره.امروز ساعت 7 تصمیم گرفتم بروم سجاد وبرای خرید هایی انجمن یه برآورد هزینه کنم._آنجا یک مغازه هست که از این چیزها می فروشه_از لحظه ای که از خانه زدم بیرون تا لحظه ای که به چهارراه آزادشهر رسیدم اندازه همه عمرم متلک شنیدم.سر چهارراه تراکم جمعیت به حدی بود که 2 دقیقه طول کشید تا از خیابان رد شدم.در آن دو دقیقه ده تا ماشین برایم بوق زدند.فقط یک ربع منتظر تاکسی شدم.آنقدر صحنه های ضایع دیدم که حالم بد شد.دوتا دختر با مانتوهای تنگ کوتاه با شلوارهای برمودای یک وجب زیر زانو موهای های لایت کرده و آرایش های خفن سوار پزویی شدند که دوتا پسر افتضاح تر ار خودشان توش بود.یک دختر وپسر چنان وسط خیابان به هم چسبییده بودند که فکر می کردی هر آن با رمانتیک ترین صحنه قرن مواجه می شوی.یک اکیپ پسر لات را افتاده بودند دنبال یک دختر مقنعه ای که کلاسورش را محکم چسبیده بود وهراسان از دست آنها فرار می کرد!دیگه نتوانستم طاقت بیارم وفرار را بر قرار ترجیح دادم.فقط سعی می کردم خودم را از تنه آدم ها محفوظ دارم.آرزو می کردم کاش کر بودم واین همه حرف های نامربوط نمی شنیدم.بماند که چند تا به اصطلاح اوتو دنبالم بودند.تمام بند بند بدنم می لرزید.از پسر 12 ساله تا مرد 35 ساله تیکه می انداختند...در حالی که مطمئنم من اصلا جلب توجه نمی کردم چون کاملا ساده بودم.وقتی به خانه رسیدم از شدت ناراحتی و اضطراب فقط تو خانه راه می رفتم.پدرم که زنگ زد تمام تلاش خودم را کردم که آن صدای خسته پشت تلفن نگران حال وروز من نشود.آخر به او چه می گفتم.می گفتم دخترت را که برای تحصیل به مقدس ترین شهر ایران فرستادی ، حتی برای جزئی ترین نیاز خودش نیز امنیت ندارد!!!!
خیلی دردناک است که امشب شب مبعث رسول است .1400 سال پیش خدا برای رهایی انسانهایش از بند شهوت وحرص وآز در چنین شبی خاتم نبیانش را برگزیدوشیوه درست زندگی را به او گفت وما اکنون بعد چهارده قرن ونیم از این واقعه در کشوری که داعیه جمهوری اسلامی دارد امنیت قدم زدن در خیابان های شهرمان را نداریم!!!
دلم می خواهد از رئیس جمهور آینده بپرسم چه تدبیری برای این همه جوان سرگردان وبی هدف این مملکت دارد؟؟دلم می خواهد از او بپرسم این همه هیجان فرو کوفته و سر خورده را چگونه می خواهد مهار کند؟؟دلم می خواهد فریاد بزنم چرا اینقدر جوان ایرانی ما باید عقده حقارت و کمبود توجه داشته باشد که از زشت ترین روش ها برای مطرح کردن خود استفاده کند؟؟؟کاش فقط جواب این سوال را می دانست که ما لحظه لحظه های ناب عمرمان را در کدامین اسارت گاه خوش آب ورنگ دنیا داریم به هدر می دهیم؟؟؟
در پناه دوست باشيد که فقط او می ماند!

 

 

 

لولی وشانه
اینجا منتظرم

بامداد
دنیای گمشده
سورئالیست
دفتر خط خطی



آنانکه به من می آموزند

روز از نو
دکتر شریعتی
نیمایوشیج
احمد شاملو
مهدی اخوان ثالث
فروغ فرخزاد
سهراب سپهری
سخن
مشاهیر
خوابگرد

از مملکت چه خبر؟

روزنامه شرق
زنان ایران
خبرنامه گویا
بهنود دیگر

  Free Site Counters
Free Site Counters

 
Design by