لولی وش

 

 

 

 

بیا بگشای در بگشای دل تنگم

 

 

 

 



آموخته ام که...

آموخته ام که وقتی عاشق می شوم،عشق خود رانشان می دهد.
آموخته ام که وقتی سعی می کنی عملی را تلافی کنی و حسابت را بادیگری صاف کنی،تنها به او فرصت می دهی که تو را بیشتر برنجاند.
آموخته ام که هرچه زمان کمتری داشته باشم ،کارهای بیشتری انجام می دهم.
آموخته ام که اگر یک نفر به من بگوید که "تو روز مراساخته ای "روز مرا ساخته است.
آموخته ام که وقتی به هیچ طریقی قادر نیستم کمک کنم،می توانم برای او دعاکنم.
آموخته ام که هرچه قدرآدمی نسبت به جبرزمانه اش جدی باشد،اما همیشه به دوستی نیاز دارد که بتوان بدون تکلف با او برخورد کند.
آموخته ام که وقتی در بند رغم لنگر می اندازی،شادی در جای دیگری شناوراست.
آموخته ام که گاهی اوقات همه ی آن چیزی که انسان نیاز دارد ،دستی برا گرفتن و قلبی برای درک شدن است.
آموخته ام که زندگی سخت است اما من سخت ترم!
آموخته ام که همه خواهان آنند که در اوج قله زندگی کنند ،اما همه ی شادی ها و پیشرفت ها زمانی رخ می دهند که در حال صعود به سوی آن هستی.
آموخته ام که پند دهی فقط دردو برهه ی زمان جایز است:
زمانی که از تو خواسته شود.
وهنگامی که خطری زندگی کسی را تهدید می کند.
در پناه دوست.

 

 

 

لولی وشانه
اینجا منتظرم

بامداد
دنیای گمشده
سورئالیست
دفتر خط خطی



آنانکه به من می آموزند

روز از نو
دکتر شریعتی
نیمایوشیج
احمد شاملو
مهدی اخوان ثالث
فروغ فرخزاد
سهراب سپهری
سخن
مشاهیر
خوابگرد

از مملکت چه خبر؟

روزنامه شرق
زنان ایران
خبرنامه گویا
بهنود دیگر

  Free Site Counters
Free Site Counters

 
Design by