لولی وش

 

 

 

 

بیا بگشای در بگشای دل تنگم

 

 

 

 



باید امشب بروم..

به یک سال گذشته که می نگرم،دلم از این همه اتفاقی که در زندگیم افتاده ،می لرزد.
شب قدر سال پیش من غمگین ترین و پردردترین روزگار زندگیم را تجربه می کردم.نمی دانم تا حالا شده به همه چی شک کنی؟تا حالا شده تمام باورهایت را از زندگی و آدم های اطرافت کنار بگذاری و به همه به چشم تردید نگاه کنی؟
تا حالا شده شش ماه نخندی؟ شش ما ه تو گلویت بغض داشته باشی؟ تا حالا شده شش ماه دغدغه ای گیربانت را بگیرد که هرگز از دست آن خلاصی نیابی ؟و حتی یک نفر فقط یک نفر راهم پیدا نکنی که حس کنی تو این لحظه می تواند کمکت کند؟
من این ها را با تمام وجود حس کردم!!
الان هم که یادش می افتم ،بدنم یخ می کند.گرچه می دانم هرکسی الان بنابه دید خودش جوری قضاوت می کند...می گن:عاشق بوده!...می گن:به نا امیدی رسیده بوده...یا هرچی که فکرش را کنی ولی من می خواهم بگو هیچ کدام این هانبود!...یک چرای بزرگ بود که من نسبت به اجتماع بیرون و درونم پیدا کرده بودم.
هرکسی آن روز های مرا به یاد دارد با امروزم که مقایسه می کند،می گوید چیزی کمتر از یک معجزه نیست!
ولی من می دانم نه معجزه است ،نه من را چیزخوری چیزی کرده اند!
نه فقط دعایم را برآورده کردند!دعایی که شب قدر پارسال کردم:
"برای یک لحظه چشم هایم را بستم و گفتم :خدایا حقیقت را نشانم بده"

مدت ها گذشت تا من کم کم از شر آن فکر لعنتی همیشگی خلاص شدم و دوباره به زندگی بازگشتم.با بهار دوباره متولد شدم.با تابستان به هیجان جوانی خویش رسیدم و حا لا با پاییز هرروز بیشتر از روز قبل به حقیقت نزدیکتر می شوم.
اصلا نمی خواهم بگم که الان من در مرحله ی خوبی قرار دارم نه نه ما همچنان غافلانیم ولی می خواهم بگم فقط تاثیر نیروی یک نفر می توانست مرا از چنان سقوطی به چنین صعودی برساند!...خودت خوب می شناسی اش!

نمی دانم امشب تا صبح شب زنده دار شکر گزاری های گذشته باشم یا دوباره برای لحظه ای، ناب ترین خواسته ی درونی ام را با او بگویم...ولی ما آدم ها یاد گرفته ایم که همیشه چیزی بخواهیم و داده های قبلی را فراموش کنیم!
باید امشب بروم...با حزن علی در دل ،حس شکر گزاری وافری در وجودم به سراغش می روم ...مدت هاست که می خواهم خواسته ای را باو مطرح کنم ولی جرات بیانش را ندارم...اما امشب می خواهم دوباره از اعماق وجودم خالص خالص از او بخواهم:
لیاقت عاشقی ام ده،می خواهم عاشق شوم!
در پناه دوست

 

 

 

لولی وشانه
اینجا منتظرم

بامداد
دنیای گمشده
سورئالیست
دفتر خط خطی



آنانکه به من می آموزند

روز از نو
دکتر شریعتی
نیمایوشیج
احمد شاملو
مهدی اخوان ثالث
فروغ فرخزاد
سهراب سپهری
سخن
مشاهیر
خوابگرد

از مملکت چه خبر؟

روزنامه شرق
زنان ایران
خبرنامه گویا
بهنود دیگر

  Free Site Counters
Free Site Counters

 
Design by